تنبلی و بی انگیزگی :

تنبلی و بی انگیزگی :

یکی از مشکلات رایج ما معلمان و والدین در رابطه با کودکان و نوجوانان ، تنبلی و بی انگیزگی آنها در انجام کارها و به خصوص در یادگیری و تکالیف می باشد .

چرا تنبلی :

دلیل  تنبلی ها و بی انگیزگی ها ، این است که کارهایی که ما از آنها می خواهیم ، زحمت دارد .

باید به خودشان ، سختی بدهند .

باید از راحتی و چیزهای خوشایندشان بگذرند تا آنچه ما از آنها خواسته ایم ،را انجام دهند .

مثلا باید برنامه مورد نظرش را خاموش کند و مشق بنویسد !

خوب معلوم است که مشق نوشتن ، از تلویزیون و کامپیوتر دیدن ، سخت تر است و جذابیت برنامه ها برایشان بیشتر است .

 

مارشملوهایت را نگهدار :

طبق آزمایشی ، گروهی از بچه های پنج ، شش ساله را در اتاقی با یک عدد شیرینی (مارشملو )تنها گذاشتند .

به آنها گفتند که بعداز چند دقیقه باز می گردم ، اگر شیرینی خود را نخورده باشی ، یک شیرینی دیگر هم می گیری.

(جایزه ای برای صبر کردن )

و از رفتار آنها فیلم برداری کردند . برخورد آنها خیلی جالب بود .

بعضی بلافاصله شیرینی را می خوردند .

بعضی دیگر به سختی صبر می کردند .

و گروهی دیگر صبورتر بودن ، گویا از قبل آن را آموخته بودند .

و جالبتر از رفتار آن روز بچه ها  اینکه  ، در ادامه این تحقیق ، سالها بعد ، که آن بچه ها صاحب کار و زندگی شده بودند به سراغ آنها رفتند .

طبق گزارش داده شده ، بچه هایی که توانایی به تاخیر انداختن ِ لذت خوردن شیرینی را داشتند ، در کار و زندگی آینده خود ، موفق تر شده بودند .

 

اشتباه ما :

امروزه ما پدر و مادر ها به اشتباه تمام سعی امان این است که بچه ها خیلی راحت به خواسته هایشان برسند .

و همه متوجه کم تحملی کودکانمان هستیم .

صد البته ، آموزش تحمل و صبر ، لازم نیست با تحکم و زور همراه باشد .

آموزشی که بر پایه زور و اجبار باشد ، نه دوامی دارد و نه فایده ای .

در آموزش باید خودمان صبور باشیم و ذره ذره و کم کم رفتارها را در کودکانمان نهادینه کنیم .

تا با تکرار و مداومت تبدیل به عادت شوند و درمانی برای بی انگیزگی آنها باشد .

مثلا آموزش صبر برای یک کودک سه ساله با کودکی شش ساله ، حتما فرق دارد .

یک کودک سه ساله می تواند برای خوردن بستی اش مدت کوتاهی صبر کند تا در جایی مستقر شویم .

ولی نمی تواند صبر کند تا بعداز تمام شدن همه خریدهای ما بستنی بخورد .

 

در کنار آموزش و تمرین صبر و به تاخیر انداختن آنچه دوست داریم ، مهم است که برای انجام کارهایمان هم دلایل خوبی داشته باشیم .

یعنی وقتی می گوییم ، مارشملو یت را الان نخور !

می پرسند ، اگر نخوریم ، چی به دست می آوریم ؟

یا برعکس ، اگر الان بخوریم ، چی از دست می دهیم ؟

( همان سبک و سنگین کردن ِ سود و زیان )

 

خودشان انتخاب کنند :

ما انسانها انتخابهایی که انجام می دهیم ،در جهت برطرف کردن نیازهایمان است .( تئوری انتخاب )

در آموزش مهمترین و اولین مسئله این است که شاگردانمان را بتوانیم با آموزش خود همراه کنیم .

یعنی آنها خود بخواهند که یاد بگیرند ، و این یادگیری را راهی برای پاسخ به نیازهای خود بدانند .

وگرنه یاددهی که بر اساس زور و اجبار و نمره و فشار مدرسه و اولیا باشد ، نمی تواند نتیجه خوب و مطلوبی داشته باشد .

این خواستن ، همان انگیزه است .

همان چیزی که این روزها از آن بسیار صحبت می شود و مشکل اصلی مراکز آموزشی ، بی انگیزگی یاد گیرندگان و حتی یاددهنده ها عنوان می شود .

علاقمند کردن دانش آموزان :

برای ایجاد انگیزه در یادگیرندگان و رفع بی انگیزگی ، اولین گام این است که آنها را به یادگیری علاقمند کنیم .

یکی از بهترین راه ها برای ایجاد علاقه و انگیزه در شروع هر درسی  ، بیان کاربرد و استفاده آن موارد درسی در زندگی یا تحصیل است .

و اینکه با یادگیری این درس چه به دست می آوریم ؟

برای نمونه ریاضیات به عنوان یک درس پایه به ما چگونگی حل مسئله و فکر کردن را می آموزد و لازم نیست که فقط مسائل ریاضی باشد ، درک مسئله ، بررسی راه حل های ممکن ، اجرا ی راه حلی که به نظرمان درست می آید و امتحان درست بودن یا نبودن آن و…

با این کار شما و دانش آموزان در کنار هم  قرار می گیرید و هدف مشترکی دارید ، کمک به آنها برای یادگیری و گرفتن بهترین نتیجه در امتحانات . و شما نه تنها معلم آنها که نجات دهنده آنها در این راه چه بسا سخت هستید نمی خواهید به آنها زور بگویید ، می خواهید با تمام قوا و زورتان آنها را کمک کنید تا موفق بشوند ، پس شما هر چه توانمند تر و پر زورتر باشید به نفع آنها است .

وقتی کسی از بچه ها ، اظهار ضعف و نگرانی می کرد و می گفت : ” می ترسم تو امتحان نهایی بیافتم ! ” در جواب می گفتم  : ” بچه های من نمی افتند .” !!

با شنیدن این حرف ، احساس اعتماد و رضایتی در نگاهشان موج می زد  که برایم بسیار شیرین و دلنشین بود .

تصویر سازی ذهنی :

تصویر سازی ذهنی مثبت ، در اینجا لذت بخش و کمک کننده می تواند باشد .

« تصور کن ، در جلسه امتحان هستی ، برگه های امتحان پخش شده ، شروع امتحان اعلام می شود  .برگه ات را که بر می داری ، سریع سوالها را نگاهی می اندازی ، باورت نمی شود ، به نظرت سوالها چقدر آسان هست سوال اول را می نویسی ، سوال دوم ، سوال سوم  ….. مچ دستت درد گرفته چه درد لذت بخشی ، کمی مچ دستت را می مالی ، نگاهی به ساعت می اندازی ، هنوز خیلی وقت داری  ولی مجبور نیستی تا آخر ساعت بنشینی ، با خودت زمزمه می کنی ، من تونستم ! »

بعضی اوقات ، دبیران از تصویر سازی منفی استفاده می کنند ، مثل : رد شدن تو امتحان ، درس خواندن در تابستان گرم ، بیکاری و بدبختی های آینده ، …

در مقالات بعدی راهکارهای بیشتری ، برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان برای یادگیری و انجام تکالیف ، خواهم داشت .

درباره نویسنده

مهرانگیز جعفری هستم .دانش آموخته گرافیک و پژوهش هنر با نزدیک به 20 سال سابقه آموزش و پژوهش. آرزوی من ، کمک به آموزش و یادگیری در همه ایران است .

مطالب مرتبط

4 نظر

    1. admin

      درود بر شما
      خوشحالم که مقاله براتون مفید بوده . مشکلی که عنوان کردید ،بزودی رفع میشه .
      موفق و شاد باشید

      پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.